شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

95

نفثة المصدور ( فارسى )

بحديث محاصرات مبدّل « 1 » گشته ، رياض رساتيق أنيق « 2 » ، محطّ مجانيق شده ، بجاى هر شاهدى كه ديده بودم ، تابوت شهيدى نهاده . از پادشاه كه باميد « 3 » او مىشتافتم ، نشانى نيافتم . از خواجه تاشان كه بهوس ايشان مىدويدم ، اثرى نديدم ، كأن لم يكن بين الحجون إلى الصّفا * أنيس ، و لم يسمر بمكّة سامر 409 شير « 4 » در شارع آن خرابه‌ها ( ع ) : كلاب عليها « 5 » همّهنّ اجتذابها 410 ، چون كركس مردارخوار پس‌خوردهء تاتار ، اين مرآن را همىزند « 6 » مِخْلَب * وان مرين را همىزند منقار 411 با خود گفتم : « شب اين حادثهء يلدا ديجور است ، و لجّهء اين واقعه را كرانه بس دور ، اين مردار را بسگان بازگذار ،

--> ( 1 ) سى : بدل ( 2 ) سى : رياض انيق ( 3 ) سى : باميدوارى ( 4 ) هت ، مى ، كر : شمشير ، سى : سمير ؟ تصحيح قياسى است . محتملست كلمهء « ارباب » يا « اصحاب » از صدر عبارت افتاده باشد ، يعنى : « ارباب شمشير . . . الخ » ( حدس استاد فرزان ) ( 5 ) در « شرح ميبدى بر ديوان منسوب به حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام » در « حاشيهء شرح نهج البلاغهء ميرزا محمّد باقر لاهيجى » ص 156 - 158 ، و « حياة الحيوان الكبرى » ج 1 ص 293 ، و « جهانگشاى جوينى » ج 2 ص 119 ، و « عقد العلى للموقف الأعلى » ص 3 : عليها كلاب ( 6 ) سى ، هت ، كر : كشد ، متن مطابقست با : مى ، و « ديوان سنائى » مصحّح آقاى مدرّس رضوى ص 785